مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.» مقاله ای كه در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.» دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»!!!! امشب اومدم بنویسم خداوندم یا صمیمی تر .. خدا جونم خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوست دارم کاش می تونستم بغلت کنم ! این روز ها دیگر من من نیستم اصلا مدتیست فارغ از خود نفس میکشم باز هم ولنتاین ... و باز هم صف دراز عروسک فروشی ها و کادوهای رنگارنگ و خریداران بسیار ! و قصه تکراری تنهایی ما !!! و تردید در آن آیه که می گوید : " همه شما را جفت آفریدیم " ۹۰/۱۱/۲۵ گاه می رویم تا یرسیم.کجایش را نمیدانیم.فقط میرویم تا برسیم دست پر مهر مادر ... آدم پير مي شود وقتي مادرش را صـــــــــــــــدا ميزند اما جوابي نميشنود......... ... مادر خب شاید یه کم عجیب باشه و البته غیرمعمول اما خب اینجوری هم هست... یک سال دیگه هم گذشت و یک سال دیگه از فرصت کوتاهم کم شد نمی دونم باید به خودم تبریک بگم یا ... چون رسمه که سالروز تولد تبریک گفت پس خطاب به خودم : مریــــم تولدت مبارک کارت زیر هدیه بسیار ارزشمندی است از دوست خوب و عزیزم صبا و اما از دوستای خوبم صبا شراره (دسپینا) قصه (عاطفه) و تارا و مهسا ممنونم چه دورم از شما و نمی بینم شما را اما احساستان می کنم در درون خویش ... من نیستم تنها حضورتان را نشسته ام به تماشا در لحظه هایی که از گذر قلبم عبور می کنند لحظه ... لحظه می آفرینند تولدی از حضورتان را حرف آخر : روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام : این است زیر لب بگویی "یــــــــــــادش بخیـــــــــــــــــر" خواهد آمد روزی که شبی در پی نخواهد داشت٬ روزی که نگران فردایی نخواهم بود٬ روزی که حسرت دیروز را نخواهم خورد٬ روزی که مثل روز های زمینی نیست٬ منتظرم؛منتظرِِ روزی که به آسمان برگردم پرواز.................... همانا سخاوتمندترین مردم آن کسى است که کمک نماید به کسى که امیدى به وى نداشته است زندگی ساختنی است ، نه گذراندنی ، بمان برای ساختن ، نساز برای ماندن باران می بارد به دعای کداممان نمی دانم! من همین قدر می دانم باران صدای پای اجابت است و خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد پس نیاز کن دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی:سهم منو بده دنیا مانند پژواکی که از کوه بر می گردد به تو خواهد گفت:سهم منو بده وتو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی:چه خدمتی برایتان انجام دهم؟ دنیا هم به تو خواهد گفت:چه خدمتی برایتان انجام دهم؟ به هر کاری که دست زدید٬نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید.زیرا این شیوه زندگی معجزه افرینان است وین دایر مردم اغلب بی انصاف بی منطق و خود محور اند ولی آنان را ببخش اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند... ولی مهربان باش اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند... ولی شریف و درستکار باش نیکی های امروزت را فراموش می کنند... ولی نیکوکار باش بهترین های خودت را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد و در نهایت می بینی که هر آنچه هست و نیست میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم... "کورش" ای کاش آسمان حرف کویر را درک می کرد و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد ! ای کاش واژه ی حقیقت آنقدر با دلها صمیمی بود که برای بیانش نیازی به شهامت نبود ! ای کاش دلها آنقدر خالص بود که دعای قلب بعد از پایین آمدن دستها مستجاب می شد ! ای کاش پروانه عشق را در سوختن شمع می دید و او را باور می کرد ! ای کاش با هم بودن معنی عاطفه را درک می کرد !!! ای کاش ... ای کاش... ای کاش.......
متن زیر نوشته ی یکی از دوستان خوبم هست که احساس کردم به تصویر بالا نزدیکه ... مهربان بودن و مهر ورزدیدن جزو احساساتی است که روح ما رانوازش می دهد .وقتی این حس را تجربه می کنی زندگی برای تو بسیار آسان می شود و تو قدرت ارزش گذاری صحیح روی رفتارهایت را داری و میتوانی بفهمی که موضاعات زیادی که ما در روز خودمان رابه آن مشغول کرده ایم لیاقت اینکه فرصتی را برای آنها بگذاریم ندارند و به قول معروف اگر بخواهیم سن خودمان را تخمین بزنیم اگر روزهای تکراری آن را حذف کنیم کودکی چند ساله بیش نیستیم .کسی که خودش را نشناخت در ناآگاهی به سر می برد . به امید روزی که از ظلمت به سوی نور راه یابیم .... دوباره شب.. دوباره تنهایی.. دوباره سکوت.. دوباره من... و یک دنیا خاطره...... شب هم آغوش سکوت ،می رسد نرم ز راه من از آن دشت خموش باز رو کرده به این شهر پراز جوش و خروش می روم خوش به سبکبالی باد. همه ذرات وجودم آزاد. همه ذرات وجودم فریاد .... ساعت ۲:۷ بامداد پنجشنبه ۷/۷/۹۰ خدایا نگاهم کن نگاه کردنت را دوست دارم....... دلم برای آسمان تنگ است .... هر گاه سرم را به آسمان می گیرم احساس آرامش می کنم گویی آرامش در آنجاست . دلم نا آرام است.... مراقب باشین ! بعضی ها در حالیکه هندوانه زیر بغلت می ذارن پوست موز هم زیر پات می اندازن به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند ، رنگ عوض میکنند با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است (دکتر شریعتی) تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . . مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . . در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . . مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره ! میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری سعی کردم یه علف شیرین بشم اما نگو طرف اصلا بز نیست گاوه ! مقوا می خوره ! ... گاهی دستم به این زندگی نمی رود !! فراموش کرده اند. اینجا هوا ابریست. چون آسمان فراموش کرده است که باید برای گلهایی که تنهایند ببارد اینجا را دوست ندارم. چون کوچه هایش تنگ است. نه از نظر وسعت، بلکه از نظر سخاوتی برای عبور. چون آدمها خود را فراموش کرده اند. از یاد برده اند که چگونه باید دوست بدارند. چگونه باید زندگی کنند و چگونه باید پرواز کنند. آنها اصلشان را فراموش کرده اند! روزی را که در اوج بودند. اینجا گذرگاه بود نه خانه ای برای ماندن. پس برخیز به سوی عبور. سبکبال و آرام، جایی بروی که زیبایی ها را ببینی. جایی که بوی او می آید. جایی که به خاطر او همه چیز پاک، مهربان و زیباست. و مهر بانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است. و هر انسان برای هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهای خانه هایشان را نمی بندند قفل افسانه ییست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است. تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی. روزی که آهنگ هر حرف،زندگی ست تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه ییست تا کمترین سرود بوسه باشد. روزی که تو بیایی،برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم... و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم گفتی چرا؟ سکوت من اما چرا نداشت مانند بغض من که شکست و صدا نداشت ديدم که واژه ها همه در انحصار توست گشتم تمام حافظه را يک هجا نداشت می خواستی تمام دلم را بيان کنم می خواستم ولی نفسم اتکا نداشت آن گونه مات و مسخ تو بودم که ساعتم حتی خبر ز کم شدن لحظه ها نداشت گفتی تمام شد و نشد باورم شود آخر دلت خبر ز دلم داشت يا نداشت فرق سکوت و حرف همين است خوب من حرف تو ته کشيد و سکوت انتها نداشت " رضوان امام دادی "
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»
مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی نوشتن
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.»
مشتری: «این طوطی چه كاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی ![]()
برچسبها: زنگ تفریح![]()

برچسبها: کمی متفاوت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()


که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
![]()
تنها دستي ست،
که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...
تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"هايش را باور کرد
حتي اگر نگويد...![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
امام حسین (علیه السلام)![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
و مهربانانه به زمین آفتاب دهد.

![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |












